آه پروازم مکن!

در فرودگاه دلم

برف و بوران است و مه

در قطار هر نگاه

ترمزی کن عشق را

ریل ریل سینه ام

ایستگاه آزادیت

در سرم پایانه ای

ای مسافر

کیف جانت،توشه ی راهت

مقصدت!!

آبادی آزادی است

مژده ات!!!

آزادی آبادیت

 

شعر از تقی جهانبخش


برچسب‌ها: ادامه مطلب
♥ پنج‌شنبه 31 مرداد 1392 ساعت 16:48 توسط somayeh09_s ارسال نظر(1)

 

“اگر منتظر لحظات شاد هستی،تا ابد منتظر خواهی ماند

اما اگر باور کنی که شاد هستی،تا ابد شاد خواهی ماند.

 

 


برچسب‌ها: ادامه مطلب
♥ پنج‌شنبه 31 مرداد 1392 ساعت 15:49 توسط somayeh09_s ارسال نظر(1)

من یه دخترم...


اگه خودمو لوس نکنم
اگه باهات قهر نکنم و ناز نکنم

اگه وقتی چشات میچرخه از حسودی دیوونه نشم
اگه از نظر دادنات خوشحال نشم
اگه به خاطر تو به خودم نرسم

اگه سر به سرت نذارم
اگه برات گریه نکنم
اگه وقتی پاستیل میبینم پیرهنتو نکشم

اگه لب و لوچه آویزون نکنم تا بغلم کنی
اگه بهت نگم آقامون...
اگه برات مظلوم بازی در نیارم

اگه از سرو کولت نرم بالا
اگه برات عشوه نیام
اگه گوشتو نپیچونمو بگم تو فقط ماله منی

اگه ناغافل دستاتو نگیرم
اگه وقتی کار بد کردم با ترس بهت نگم
اگه لج بازی نکنم

اگه ....


اون موقع تو دیگه دیوونم و عاشقم نمیشی!
تو عاشق اینی که من یه خانوم کامل باشم!خانم تو!
اما...!!


توپسری....


اگه برام غیرتی نشی
اگه روم حساس نباشی

اگه ته ریش نداشته باشی
اگه باهام مهربون نباشی
اگه بهم اخمای کوچولو نکنی

اگه وقتی شالم رفت عقب نگی اونو بکش جلو
اگه دستمو محکم نگیری
اگه نگی هرکاری کردی راستشو بگو تا ببخشمت

اگه سربه سرم نذاری
اگه قربون صدقم نری
اگه نگرانم نشی

اگه بهم نگی عروسک من
اگه نگی من مهمم
اگه ....


نه اینجوری پسر نیسی!!!
اونوقت منم دیوونه عاشق تو نمیشم!
من تورو مرد میخوام!مرد خودم!

پس بیا و مرد باش!
من و تو همون آدمو حواییم!
من لطافت نگه میدارم تو صلابت!


بیا سعی کنیم بهترین هم باشیم

من بهترین دختر واسه تو !
تو بهترین پسر واسه من !

میدونم شاید نشه ولی سعی که میشه کرد...!!

 

 

 


برچسب‌ها: ادامه مطلب
♥ پنج‌شنبه 31 مرداد 1392 ساعت 15:17 توسط somayeh09_s ارسال نظر(0)

من اگر عاشقانه می نویسم ،

نه عاشقـم !، نه شکست خورده ...

فقط می نویسم تا عشق یاد قلبم بمانـد ...!!

در ایـن ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها ،

فقـط تمـرین آدم بـودن میکنم ..!

 


برچسب‌ها: ادامه مطلب
♥ پنج‌شنبه 31 مرداد 1392 ساعت 15:06 توسط somayeh09_s ارسال نظر(0)


برچسب‌ها: ادامه مطلب
♥ چهارشنبه 30 مرداد 1392 ساعت 20:37 توسط somayeh09_s ارسال نظر(1)


برچسب‌ها: ادامه مطلب
♥ دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 23:51 توسط somayeh09_s ارسال نظر(0)

 

یک روز خواهد رسید که از پس این نگاه ها به سادگی عبور کنم

روزی که نه سردی نگاهی مرا به سرما بیاندازد

و نه آتش خشمی قلبم را بسوزاند

روزی که کور شوم از خواندن  نگاه ها

و کر شوم از صدا هایی که شنیدن اش قلبم را می کشد

روزی که سنگ شوم از احساس

و خالی از حرف های نا گفته.....

خدایا حواست هست ؟!
صدای هق هق گریه ام

از همان گلویی می آید که تو میگفتی از رگش به من نزدیکتری…

کم کم بعد گذشت این همه سال به این نتیجه رسیده ام

که:” عاشــــــــــــــــــقان چنین مســـتحق هجـــــــــــــــــــرانند “.......


برچسب‌ها: ادامه مطلب
♥ دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 22:36 توسط somayeh09_s ارسال نظر(1)

رفت

.

بی  آنکه مرا به خدا بسپارد  نمی دانم

.

.

    خدا     

را  فراموش   کرد  یا

.

.

مرا....!



برچسب‌ها: ادامه مطلب
♥ دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 20:56 توسط somayeh09_s ارسال نظر(0)

 


برچسب‌ها: ادامه مطلب
♥ دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 20:45 توسط somayeh09_s ارسال نظر(0)

خدايا يادت هست؟

اون روز دستتو گرفتم کشيدم بردم پيش اون

با انگشتم مستقيم نشونش دادم گفتم:

"خدا من اينو مي خوام ، خودت درستش کن!"

نگاهي بهش انداختي و گفتي :

... ......"اين؟! من بهتر از اين رو بهت ميدم"

من پامو به زمين کوبيدم و گفتم:

"نه ! همين! من اينو خيلي دوست دارم ! فقط همينو مي خوام !"

برگشتي مستقيم توي چشمانم زل زدي و گفتي:

"نميشه! آخه او مال کس ديگه اي شده!"

بعد روتو برگردوندي و

قدم زنان رفتي

خدايا يادت هست؟؟؟؟؟؟؟!


برچسب‌ها: ادامه مطلب
♥ دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 20:36 توسط somayeh09_s ارسال نظر(1)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران